على اصغر حلبى
140
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
در مبادى و اصول با ساير فرق شيعه تفاوت چندانى نداشتهاند ، الا اينكه اقدام امام جعفر صادق را در عزل اسماعيل ( بنابر مشهور به سبب شرب خمر ) از امامت و نصب پسر ديگر خود موسى بن جعفر ( ع ) را به جاى او جايز نمىدانستند ، و حتى شرب خمر را براى امام معصوم منصوص مضر به امامت او نمىشمردند ، و تغيير و بداء « 1 » را هم در تعيين امام روا نمىشناختند . بهر حال ، اسماعيليه در اوايل حال چندان موقع و شهرت مهمى نداشتند . و ليكن بعدها ، و مخصوصا از حدود قرن سوم ه . ق . به بعد اين فرقه به تدريج صاحب مقالات ( - عقايد مذهبى ) خاص شدند ، و از اولاد اسماعيل يكى ، به نام محمّد بن اسماعيل ، معروف به محمّد مكتوم ، به حدود دماوند رفت ، و اعقاب او چندى در خراسان و قندهار به نشر دعوت خويش پرداختند ، و عاقبت به هند رفتند ؛ و پسر ديگر اسماعيل ، نامش على ، به شام و مغرب رفت و در آنجا به تبليغ دعوت اهتمام نمود . بارى ، اعقاب اسماعيل ، كه ائمهء مستور بودند ، از مساكن خويش داعيان به اطراف گسيل مىكردند ، و طريقهء اسماعيليه را ترويج مىنمودند . در حدود سال 297 ه . ق . عبد اللّه بن محمّد نامى ملقب به مهدى ، كه خود را از اولاد فاطمه زهرا و از اعقاب محمد بن اسماعيل بن جعفر مىدانست ، در شمال آفريقا به دعوى خلافت برخاست ، و به ترويج مبادى اسماعيليه پرداخت ، و اعقاب او نيز همچنان در اين امر اهتمام تمام بجاى آوردند و دستگاه تبليغاتى مرتبى را براى جلب عامه بوجود آوردند . مخصوصا هشتمين خليفهء فاطمى مصر ، بنام مستنصر ، بر ضد خليفه قائم عباسى به تحريك پرداخت و به وسيلهء يكى از پيروان خويش ، نامش ارسلان بساسيرى ، او را از بغداد براند . اما ظهور طغرل بيك و ورود او به بغداد خلافت عباسيان را نجات داد . مع هذا ، دعاة و مبلغان فاطميان در بلاد عراق و ايران به نشر و ترويج طريقهء اسماعيليه اهتمام كردند ، و حتى در عهد سامانيان در ما وراء النهر و خراسان نيز پيشرفتهايى نموده بودند . و بعضى از امراى سامانى ( مثلا ابو على سيمجور و اميرك طوسى ) به اين مذهب تمايل يافته بودند . در عهد غزنويان نيز - با وجود آنكه محمود غزنوى و پسرش مسعود غزنوى در دفع و تعقيب آنها اهتمام داشتند ، و محمود به تعبير ابو الفضل بيهقى « انگشت گرد جهان كرده و قرمطى مىجست » ، و قتل قاهرتى ، فرستادهء خليفهء فاطمى ، به وسيلهء محمود و قتل حسنك وزير به دست مسعود نمونهء آن است - در بعضى بلاد به نشر دعوت پرداختند ، و در اوايل
--> ( 1 ) . بداء - آشكار شدن ، و در اصطلاح ، پديد آمدن حكمى جديد جهت ناديده گرفتن حكم يا رأى سابق است « البداء - ظهور الرّأى بعد ان لم يكن » ( جرجانى ، تعريفات ، 36 ) .